تبليغاتX
((Future Team))
منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • Welcome To Future Team
    سلام به شما بازدیدکننده عزیز...
    Future Team قصد دارد شما را با دنیایی از واقعیتها که همانا تصورات شما از زندگی در این کره خاکی میباشد آشنا کند،و این مهم تنها با همراهی و همکاری شما میسر میباشد...


    ((کافیست تفکر و تعملی کوتاه به نوشته های تیم داشته باشیم))



    آینده اتفاق نمی افتد بلکه ساخته میشود...(پرفسور حسابی)


    چه فکر کنی میتوانی یا نمیتوانی دقیقا حق با شماست...(هنری فورد)


    ازین نترسید که زندگی تمام شود،ازین بترسید که هرگز آغاز نگردد...(انیشتین)

    آرشیو موضوعی
    Mr.Mohsen نویسنده
    جستجو
    :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه


    آمار سایت
    »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati





    87/02/22

     

    می گویند برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم بخاری از یک متخصص دعوت کردند.

     

    وی پس از آنکه به توضیحات مهندس کشتی گوش داد وسوالاتی از او کردبه قسمت دیگ

     

     بخار رفت، نگاهی به لوله های پیچ در پیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد

     

     و چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه ای به شیر قرمز رنگی زد ...

     

    ناگهان تمام موتور بخار کشتی به طور کامل به کار افتاد وعیب آن برطف شد و

     

    آن متخصص هم در پی کار خود رفت!

    روز بعد که صاحب کشتی یک صورتحساب هزار دلاری دریافت کرد متعجب شد و گفت

     

     که این متخصص بیش از پانزده دقیقه در موتورخانه کشتی صرف نکرده است .

     

    آنگاه  صورت ریز هزینه ها را خواست و متخصص این صورتحساب را برایش فرستاد:

     

    بابت ضربه زدن چکش 5./ دلار !

    بابت دانستن محل ضربه 5/999 دلار !!!



    نتیجه : آنچه شما را به نتیجه مطلوب می رساند الزاما نه تلاش و فعالیت سخت و

     

    طاقت فرسا که آگاهی و اطلاع از چگونگی انجام دقیق و درست کارهاست.

     

    بسیاری عمر خود را صرف بدست آوردن چیزهایی می کنند

     

    که شیوه کسب آن را نیاموخته اند.

     

    آنها با حالتی از تعجب و عدم رضایت از خود می پرسند:چرا زندگی مزد تلایشهایمان را

     

     نداده است در حالی که همه آنچه در توان داشتیم به کار برده ایم؟!

    موفقیت و رسیدن به اهداف و خواسته ها دارای اصول و قواعدی مشخص است و قبل از

     

    هر اقدامی باید از این اصول آگاهی پیدا کرد.

     

    زندگی به عمل همراه با علم وآگاهی جایزه می دهد و شما باید دقیقا بدانید که چه کارهایی،

     

    در چه زمانی و با چه شیوه ای انجام دهید تا به نتایج مورد نظرتان دست پیدا کنید...

     

     

    » Posted by Mr.Mohsen at | Post ID 131 | Topic :

    87/02/21

     

    حكايتی از پائولوكوئيلو

    شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.

    ميخواهم ثابت كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد،

     وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند.

    ديگري گفت: موافقم.اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم...

    وقتي به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:

    سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد.

    شهسوار اولي گفت:مي بيني؟

    بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.

    محال است كه اطاعت كنم !

    ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار خورشيد،

     سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد.

    آنها خالص ترين الماس ها بودند...    

          

    مرشد مي گويد: تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند.

     

     

    » Posted by Mr.Mohsen at | Post ID 130 | Topic :

    87/02/20

     

     

     

     (( زنگ تفریح ))

     

     

     

    به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟  

    چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

     

     

     

    غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : 

    عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت 

     پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!

     



    پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم "  

    پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

     

     

     

    يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟

     هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام

    به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم.حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟

    دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!

     

     

    ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد

    چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد.

    هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش

     

     

    از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
    پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»

     

     

      
    يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش
     مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد:

    «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»

     

    مشتري: « اين كت چند است؟»
    فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
    مشتري: « واي! اون يكي چي؟»
    فروشنده: « دو تا واي!»

     

     

    عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
    مشتري:«مجاني!»


                                                       
    معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟
    دانش آموز:« اجازه!  حرف اضافه.»


    اولي:«ببخشيد شما روي صندلي من نشسته ايد.»
    دومي:«مي تواني حرفت را ثابت كني؟»
    اولي:«بله!چون بستني قيفي ام راروي آن جا گذاشته بودم.»

     

     


    اولي:« كتابي را كه بهت دادم خواندي؟»
    دومي: «بله، آخرش خيلي خوب بود.»
    اولي:« اولش چه طور بود؟»
    دومي: «هنوز اولش را نخوانده ام.»

     


    اولي:« به نظر تو، هويج باعث تقويت بينايي مي شود؟»
    دومي: «حتما، چون تا به حال هيچ خرگوشي را نديده ام كه عينك زده باشد.»

     

     

     

    » Posted by Mr.Mohsen at | Post ID 129 | Topic :

    87/02/17

     

     

    فروهر نماد ايرانيان

     

    درود،

     

    ايرانيان يكی از كهن ترين مردمانی هستند كه نمادی بسيار زیبا و شگفت آور و

     

     پر از دانش و فرزانش و خرد برای خود درست كردند.

     

    واژه ی فروهر از دو بخش "فر" به چم "پيش" و "وهر" به چم "كشنده و برنده" درست شده است و

     

     روی هم به چم (معنی) "پيش برنده" است و يكی از نيروهای چهار گانه ی هستی مشيا (انسان) است.

     

     

    گوشزد: گويش درست آن

     

      (( Farvahar ))

     

    است و نه

     

    Foroohar

     

     

     

    در باور ايرانيان باستان يا زرتشتيان، هستی از چهار گوهر ساخته شده كه به هم پيوسته اند و از پرتوهای

     

     آنها بر يكديگر پويندگی و بالندگی از هر كس سرچشمه می گيرد.

     

    اين چهار بخش بدين شمارند: تن، جان، روان و فروهر. تن و جان از آن جهان زمينی هستند ولی روان و

     

     فروهر از آن جهان مينوی سرشت مشيا (انسان) هستند.

     

    اين نشان در زمان هخامنشيان، برگرفته از انديشه ی بنيادی دين پاك اشو زرتشت و برخی از نمادهای

     

     انديشه ی ديگران به ويژه آيين پر راز مهر ايراني، ساخته شد و نماد مردمی ايرانيان شد.

     

     

                  هر يك از اندام های نگاره ی فروهر، گويای اندريافته ای در انديشه ی نياكان ما دارد،

     

                                  كه در اينجا چكيده ای بسیار کوتاه از آن را بازگو می كنيم:

     

                                                                          

     

     

    چهره ی سالخورده و درخشان و سامان فروهر: ياد آوری الگوي به كار گيري آزمودگی پيران جهان ديده،

     

     دانا، رسا و خردمند است و درخشان و سامان بودن چهره ی او  پاكی و آراستگی را گوشزد می كند.

     

    دست راست فروهر هم رو به جلو و هم به بالا است: رو به جلو بودن دست آرمان مشيا (انسان) را ياد

     

     آوری می كند كه همواره به سوی پيشرفت و بالندگی باشد. راست بودن دست نشان راستی و آشتی جو

     

    بودن او در پيشرفت است. افراشته به بالا بودن دست نشان ستايش به درگاه اهورامزدای یکتا همزمان

     

     با پيشرفت است.

     

    چنبره(حلقه ی) در دست چپ فروهر: نشان پيمان سپند(مقدس) مشيا با اهورامزدا در پيوستن به اشويی

     

     است. چپ بودن دست نشان شيفته بودن دل و جان به اهورامزدا است، چون دست چپ به دل نزديكتر است.

     

    اين نماد امروزه بگونه ی انگشتر پيوند(حلقه ی ازدواج) در همه ی جهان بكار میرود..زن و شوهر

     

     نيز با دادن انگشتر پيوند در دست چپ، پيمانی سپند را با يكديگر می بندند كه هميشه به يكديگر زنهار دار

     

     (وفادار) باشند.

     

    بال های فروهر: بال های گشاده ی فروهر در سه اشكوب (طبقه) فراگيري پندار نيك = هومت، گفتار نيك =

     

     هوخت و كردار نيك = هورشت را به او سپارش (سفارش) و ياد آوري مي كند و نشان وارستگی مشيا از

     

     گرايش های ناهنجار است، تا او به ياری آن، نيروی پرواز مينوي گرفته و به درجه ی رسايی و والا  و

     

     سرانجام  به‌ اهورامزدا برسد.

     

    براستی چه زيبا گفت آن پيامبر و آموزگار بزرگ اشو زرتشت، چون تنها با بكار بستن همين پندار، گفتار و

     

     كردار نيك  جهانی پر از آرامش و آشتی خواهيم داشت.

     

    چنبره ی (حلقه ی) پيرامون كمر فروهر: در اين نشان فرزانش ژرف و كهن زرتشتي ايرانی نهفته است كه

     

     ياد آور نماد بی پايانی روزگار يا چنبره ي (حلقه ی) روزگار است و برگشت كردار مشيا به خود او است،

     

                                       به ديگر سخن دوزخ و بهشت در همين جهان است

     

                                   و هرچه بكنيم به خودمان برمی گردد و تنها پس از مرگ،

     

     این كردار ما است که روان مان را در جهان مينوي شاد يا اندوهگين  خواهد كرد. در آيين پاك زرتشت

     

     بهشت برين يا دوزخ سوزان نويد داده نشده است.